سلاجقه ی کوچک


پر واضح است که هم زمان با حرکت سلجوقیان به سمت غرب و ورود آنان به ایران ، در این سرزمین حکومتی مقتدر که بتواند همه ی سرزمین ایران را به خوبی اداره کند ، وجود نداشت. چه شرق ایران را غزنویان در اختیار داشتند و بر مرکز و مغرب ایران و عراق شاهزادگان و امیران آل بویه حکمرانی می کردند و ایشان نیز دچار تشتت و درگیری با یکدیگر بودند .
 بنابراین سلجوقیان  بعد پیروزی در دندانقان ، بدون درگیری و جنگ مهم توانستند ایران و عراق (بغداد) را تصرف کنند . ایشان با ورود به ایران ماننداقوام مهاجم سلف و
خلف  ( مانند اسکندر ، چنگیز ، تیمور و ... ) به کشتار وسیع و غارت و ویران گری شهر ها و آبادی ها نپرداختند.
سلجوقیان با این که از آسیای مرکزی و  ماوراء النهر آمده و نحوه ی زندگی و فرهنگ خاصّ آن نواحی را با خود آورده بودند ولی خیلی سریع فرهنگ و تمدن عالی ایرانیان را پذیرفتند. ایرانی شدن ترک ها ی سلجوقی گامی مهم در جهت جلو گیری از غارت و ویرانی سرزمین آباد ایران بود .
از سویی دیگر سلاطین سلجوقی با این که ایران و عراق  و حتی آسیای صغیر و شام را تحت قلمرو خود درآورده بودند ولی توان اداره ی این سرزمین عظیم را نداشتند . لذا برای این مهم از وزیران کاردان و دیوان سالاران ایرانیاستفاده نمودند . 
تقریباً همه ی سلاطین بزرگ سلجوقی از وزیران دانشمند ایرانی بهره ی کافی و وافی بردند به ویژه دو وزیر بزرگ این عصر یعنی عمید الملک کندری و خواجه نظام الملک طوسی که وزارت سه تن از سلاطین را ( طغرِل ، آلب ارسلان و ملکشاه) بر عهده داشتند . 

این وزیران پارسی نقش به سزایی در ایرانی شدن ترکان سلجوقی و جلو گیری
 از ویرانی سرزمین آباد ایران داشتند .

سلجوقیان با کمک این وزیران برای اداره ی کشور تمهیدات دیگری اندیشیده بودند .
 یکی از آن ها باقی گذاشتن بعضی از حکام و اُمراء محلی بر نواحی مربوطه بود .

تصرف سرزمین های بزرگ مانند آسیای صغیر ، شام و ...... باعث شد،  سلجوقیان هر یک
از این مناطق را به یکی از شاهزادگان بزرگ واگذار نمایند و ایشان شاخه ای از سلجوقیان را تأسیس نمودند که تابع دولت مرکزی (سلطان) بودند . مانند سلاجقه ی عراق ، شام، کرمان و روم .

در این جستار سعی شده است تاریخچه ای از این سلاجقه و حوادث مهم آنان ذکر گردد .  

 

 سلاجقه ی عراق:  

 

          سلطان محمود (511- 525)

این سلسله در ری ؛ کردستان ؛ همدان ؛ اصفهان و بغداد حکومت می کردند .
 مؤسس این سلسله مغیث الدین محمود بن محمد بن ملکشاه در سال 511 هجری بعد از وفات پدر ( سلطان محمد) به سلطنت رسید و مدت چهارده سال پادشاهی کرد و توقیع او اِعتصمتُ بالله بود . محمود بر سلطان سنجر عموی خود شورید ولی شکست خورد . سلطان اورا مورد عفو قرارداد  و حکومت اصفهان را بدو سپرد و ولیعهد خود نمود .محمود در سال 525 هجری در گذشت .

          طغرِل ثانی ( 526-529)

طغرِل پسر سلطان محمد  در زمان حکومت برادرش (محمود) نزد عمویش سنجر بود ولی با درگذشت برادر ، او به ولیعهدی انتخاب شد . بین طغرِل و مسعود برادر دیگر اختلاف افتاد  و چند بار با مصاف هم رفتند که سرانجام با کمک عمویش در عراق بر تخت سلطنت نشست .
 او بعد از سه سال پادشاهی در همدان در گذشت.

     سلطان مسعود ( 529-547)

مسعود بعد از در گذشت برادر ، مدت هیجده سال در عراق پادشاهی نمود و دراین مدت درگیر جنگ و کشمکش با شاهزادگان و اُمرای سلجوقی و اتابکان بود

      ملکشاه بن محمود (548)

ملکشاه بن محمود بن محمد بن ملکشاه چهار ماه پادشاهی کرد و به دلیل ناتوانی دراداره ی کشور بر کنار شد . او در سال 555 دوباره به سلطنت رسید و در اصفهان بر تخت نشست ولی پانزده روز بعد درگذشت .

    محمد بن محمود و ارسلان بن طغرِل ( 548-554 و554-571)

از این دو پادشاه به غیر مدت پادشاهی آن ها و درگیری برای حفظ تاج و تخت حادثه ی  قابل بحث وجود ندارد.

        ابوطالب طغرِل بن ارسلان (طغرِل سوم)   (571-590)

این پادشاه با توقیع اِعتضدتُ بالله وحده در همدان بر تخت نشست .
«در زمان این پادشاه و در اواخر عمر، اتابک محمد جهان پهلو ان با فتوحات
 صلاح الدین ایوبی همراه بود( 580هجری)
[1].

طغرِل سوم در جنگ با علاء الدین تکش خوارزم شاه در ری به دست قتلغ اینانج
 پسر اتابک محمد جهان پهلوان به قتل رسید .
[2] با قتل او سلسله ی سلجوقیان
 عراق منقرض شد .( 590 هجری) 

 

سلاجقه ی کرمان:  

      

  قاورد(433- 465) 

 

یک تیره ی مهم از حکومت سلجوقیان، بخشی بود که در ناحیه وسیعی از جنوب شرقی ایران حکومت راندند و به عنوان سلجوقیان کرمان شهرت یافتند .
 قاورد ( قورد = گرگ ) بن جغری بیک به اشاره طغرل به کرمان تاخت و امیردیلمی مقیم کرمان – بهرام بن لشکرستان – را شکست داد و خود بر کرمان تسلط یافت . او تمام بلوچستان را به تصرف آورد و جیرفت و طوایف « قفص » را آرام کرد و به فارس لشکر کشید و در ساحل هرمز با امیر عمان ( شهریاربن تافیل ) ملاقات کرد . سیستان را گرفت و به فرزند خود ایرانشاه سپرد و خود ادعایاستقلال کرد . او سپاه خود را تا همدان نیز رساند و در جنگی که با برادرزاده خود ملکشاه کرد، در نزدیک همدان به
قتل رسید ( سال 465 ه.ق. ) .

بعد از قاورد بیش از ده تن دیگر از این سلسله به پادشاهی رسیدند . اما علت اصلی سقوط این سلسله اختلاف دو برادر یعنی توران شاه بن محمد و ارسلان شاه بود که صدمات و لطمات زیادی به کرمان وارد شد 
  این سلسله با حمله ی ملک دیناز غز و تصرف کرمان در 583 هجری منقرض شد . 

 

سلجوقیان روم(سلجوقیان آناتولی) 

 

سلجوقیان غرب که به سلجوقیان روم شهرت یافته اند ، سر سلسله آنانسلیمان بن قتلمش بود که به سال 470 ه.ق. بر غرب تسلط یافت .
 اندکی فترت حاصل شد تا ملکشاه توانست کار غرب را یکسره کند .
 بعد از آن تاریخ ، داود قلیچ ارسلان بن سلیمان به حکومت غرب گماشته شد .
 سپس ، پسرش ملکشاه تا سال 500 ه.ق و برادرش رکن الدین مسعود تا سال 510 ه.ق. و بالاخره عز الدین قیچ ارسلان ثانی تا سال 551 ه.ق. حکومت راندند . در این ایام بود که حکومت سلاجقه روم نیز در شهرهای گوناگون پراکنده شد. شهرهایی مثل توقات ، نیکسار ، ابلستان ،‌قیصریه ، سیواس ،‌آق سرای ، ملطیه و آنقره هر کدام حکام نیمه مستقل داشتند .
 عز الدین قلیچ ارسلان سوم به سال 600ه.ق. درگذشت علاءالدین کیقباد ، پسر کیخسرو، به سال 616 ه.ق.به سلطنت رسید و در سال 634 ه.ق. مسموم شد .
 اولاد او تا ذیحجه سال 674 ه.ق. بر قونیه حکومت می راندند و از بعض آنان ، مانند قلیچ ارسلان چهارم ( فوت سال 732 ه.ق. ) سکه هایی نیز باقی است .ولی ، دیگر حکومت غرب از تسلط سلجوقیان خارج شده بود و به تیره دیگر ترکان ، یعنی خلفای عثمانی ، انتقال یافت .

 



1- جلالی نادره  سرگذشت سلجوقیان ( باز نویسی کتاب راحة الصدور و آیة السرور ) ص 99

2- جلالی نادره  سرگذشت سلجوقیان ( باز نویسی کتاب راحة الصدور و آیة السرور ) ص32