مقدمه


   مقدّمه

ایران زمین از زمان های دور مورد طمع اقوام و ملل گوناگون بوده است و هر یک به شکلی
 سعی نمودند بر این آب و خاک مسلط شوند . بسیاری از این اقوام بر اثر مرور زمان مستحیل
 فرهنگ غنی ایرانیان شده و در واقع ایرانی شدند و بعضی نیز تاب مقاومت در برابر فرهنگ و
 تمدن این سرزمین را نداشته و ناگزیر از این سرزمین رخت بر بستند. شناخت این اقوام مهاجر
 یا مهاجم و میزان تاثیر و تاثّری که آن ها در ایران زمین یکی موارد مهم در تاریخ این سرز مین است .
 ترکان یکی از اقوام بسیار بزرگی هستند که وارد ایران شدند.

این اقوام متشکل  از تیره ها ، قبایل و طوایف متعدد  بوده اند که در طول تاریخ به دفعات در
 ایران حکومت هایی را تشکیل داده اند.

 اقوام مذکور در دوره ی حکومت آریایی ها ( ماد ،پارس و پارت ) گاه به سرزمین ایران هجوم می آوردند
 ولی حضور مستمر در این سرزمین نداشتند اما از قرون میانه به تدریج در ایران نمایان شدند.

در این نوشتار سعی شده است جستاری هر چند ناقص در باره  یکی از بزرگترین سلسله هایی که
 در ایران و قسمت های زیادی آسیا حکومت کردند صورت گیرد. 

 سلجوقیان نه تنها در ایران منشأ اثر بوده اند بلکه زمینه ساز بسیاری از مسایل
 در آینده ایران و مسلمانان شدند.  

منشأ ترکان

تحقیق و تتبع در باره ملل و اقوام بسیار دور هماره با مشکلاتی روبه رو است .
 این مشکلات زمانی بیشتر نمایان می شود که در تأیید یا رد یک موضوع تاریخی
 نیاز به اسناد و مدارک باشد . بنابراین بسیاری از مورخان و محققان ناچارند در
 مسایلی که اتفاق نظر وجود ندارد به نظریه و گمان بپردازند چه اثبات یا رد
یک موضوع باید بسیار مستدل و متقن باشد.

درباره ی معانی و منشأ ترک ها نیز وضع بدین گونه است و هیچ یک از زبان شناسان
 و محققان و  مورخان و باستان شناسان به طور قطع و یقین نمی توانند معنی و
 منشأ ترکان را بیان کنند ولی در عین حال نمی توان در باره این موضوع به راحتی
گذشت و به آن نپرداخت.

ظهور ترک ها ، به معنای قوم یا مردمی که به زبانی سخن می گویند و ما آن ها
را ترک می نامیم به دوران بسیار دور می رسد ولی می توان برای این واژه و معنای آن مطالبی ارائه نمود.

قدیمی ترین اثر تاریخ باقی مانده به زبان ترکی کتیبه های ار خون[1] - نام دره ای در مغولستان- است
 که از قرن هشتم میلادی باقی مانده و در نیمه دوم قرن نوزده یافته شده است
[2]و این کتیبه ها
را باستان شناسی  به نام و.تو مسن کشف و باز خوانی کرده است . تو مسن در آخرین کار تحقیقاتی
 خود نظری ابراز کرده که بر اساس آن« واژه ترک به یک قبیله(یا ایل) و یا به احتمال قوی تر
 به مردمانی که در قلمرو فرمانروایی یک خان قرار داشته اند اطلاق می شد».
[3]

به عقیده  بارتولد این نظریه تومسن با تنها فراز ی که واژه ی ترک در کتیبه های فوق
 در آن به کار رفته چندان همخوانی  ندارد چرا که این واژه معنایی غیر از یک قوم یا
یک قبیله دارد و بیشتر به معنای «محصول خلقت خالق، حاصل آن چه نظم یافته ، نظم و ترتیب»
[4] است .

عده ای نیز معتقدند قومی بودند که نام خود را از کوهی که به شکل کلاهخود بوده و در
 نزدیکی آن مسکن داشتند گرفتند و به ترک مشهور شدند چون به زبان ترکی
کلاهخود را دورکو (
 Durku)  می گفتند .[5]

از اواخر دوره ی ساسانی نام ترک به همه زرد پوستانی که از این پس در ماوراء النهر
 پدیدار شدند اطلاق می گردید و برای تمام اقوام زرد پوست که لهجه مشترک متقارب
 به یک دیگر داشتند لفظ ترک به کار برده -اند  .
[6]

پیرنیا در کتاب خود کلاهخود را به زبان ترکی دُوْرْک[7]( durk )آورده است.

عده ای نیز معتقدند واژه ی ترک از مصدر تؤره مک  Toremekدر معنای خلق شدن
 آمده و معنای مخلوق، شجاع ، پایا و  نا میرا می دهد چنان که توران
Turanنیز
 به همین معناست و صفت فاعلی از این مصدر است .

گویا واژه ی ترک Turkنام یکی از عشیره های اوغوزان کمن بوده است که نخستین بار
 از سوی تویکو ها به کار رفته و قبیله یاد شده را چینی ها توکیو می خوانده اند و
 چون آن ها مخرج « ر» را ندارند می توان گفت نام آن قبیله در اصل تورکیوت
 به معنی نیرومند و یا تورک(ترک) بوده است .
[8] قبیله ی مذکور نخستین قبیله ترک
 نیست ولی نخستین قبیله ای است که به این نام خوانده شده و به همین نام تشکیل
 حکومت داده است .(گؤک ترک)

گروهی دیگر  واژه ی ترک را به معنی نیرو ، قوت، توانا و نیرومند [9] و گاه به معنی
 فهمیده آورده اند چنان که تورک هون به معنی هون نیرومند و قوی است .

عده ای معتقدند « پیدایش این واژه با زندگی اقوام باستان ترک مرتبط بوده و
 تعیین تاریخ دقیق پیدایش آن مشکل است
[10] و احتمالاً چند هزار سال پیش
 از میلاد به وجود آمده ولی در سده های نخستین هزاره اول پیش از میلاد
کاربرد داشته و به تدریج شکل یک اصطلاح را به خود گرفته است و
 از مصدر « دورماق به معنی توقف و ایستادن ، حرکت نکردن و ........ گرفته شده
 که امروزه هم در ترکی آذری کاربرد دارد»
[11]

فعل دورماق در آسیای میانه به شکل تورماق کاربرد داشته است یعنی
صدای « د»  به صدای« ت» تبدیل شده است .

بعضی از ایلات و طوایف به دلایلی از اتحادیه ایلات و طوایف خود جدا
 گشته و در بعضی از مناطق ساکن شدند .

ایلات و عشایر کوچ نشین به آن ها توروق یعنی توقف کننده و سکونت گزیننده[12] 
می گفتند . اشتقاق صفت توروق از مصدر تورماق در تمامی زبان های ترک امروزی
امری عادی است و به نظر زبان شناسان بعد ها اقوام مشهور به «گؤک ترک» واژه ی
 توروق را تحت تأثیر واژه ی گؤک یا گؤی و صدای « او- ُّ» و بر اساس قوانین
آوا شناختی ترکی به صورت تورک تلفظ نموده و به صورت گؤک تورو ک
 یا گؤی تورو ک آورده اند
[13]. بعد ها با قبول الفبای عربی به وسیله ترکان
این واژه به صورت تورک نوشته شده است .

به احتمال بسیار زیاد مسلمانان بودند که به واژه ی ترک ارزش زبان شناختی
داده اند و منظور مجموعه اقوامی بودند که به زبانی سخن می گفتند.
 این واژه « در اروپا فقط برای نامیدن سلجوقیان و بعد ها برای
 امپراطوری عثمانی»
[14] به کار رفته است .

بعضی از مورخان ترک ها را شعبه ای از نژاد آریایی و یا هند و اروپایی می دانند[15]اما
 بیشتر تاریخ نگاران آن ها را از نژاد زرد در عین حال جدا از مغولان می دانند .

امپراطوری ترک ها

نام ترک ها بعدها و از اوایل قرن ششم میلادی که اتحادیه طایفه ی گؤک ترک
شکل گرفته از حالت اسم خاص در آمده و به گروه های وسیع زبان ها و خلق ها ی
 ترک و به طور کلی به مجموعه ای که به زبان ترکی تکلم  می نمودند اطلاق می شد .
 گؤک ترک(گؤی ترک ) نام دولتی است که در اواسط قرن ششم میلادی در حدود
کوه های آلتایی تشکیل گردید و ترکان اوغوز طبقه ی حاکم این دولت بزرگ بوده است .

اوغوز ها از قدیمی ترین اقوام ترک که منسوب به اوغوز می باشند و اوغوز را فرزند قراخان می دانند.
 در کتاب ها شخصیت اوغوز همراه با افسانه ها و اساطیر در آمیخته است و او
 را نوه یافث بن نوح و یافث را جد ترکان می دانند .

واژه ی اوغوز از دو کلمه اوق و اوز تشکیل شده که اوق به معنی تیره یا قبیله و
 اوز نیز علامت جمع ترکی است بر این معنی اوغوز به معنی قبیله ها یا تیره ها می باشد .
در متون عربی این اقوام را غز نامیده اند
[16]

بنا بر عقیده ای ترک ها را که به زبان چینی تو کیو(( TUKIEU گفته می شود
 از قوم آسِنا  (
Assena ) که این قوم نیز شاخه ای از هیوانگ نوها ( هون ها) به شمار
 می رفتند در منطقه آلتایی می زیستند و بر اثر فشار سومین امپراتور سلسله ی
 توبایِ چین با پانصد خانوار مهاجرت کرده و به نزد قوم ژوان ژوان که از نژاد زرد
 آسیای مرکزی و مغولستان بودند رفتند و مطیع آنان شدند و در بین آنان به
 آهنگری مشغول می پرداختند ولی پس از مدتی با آن قوم اختلاف پیدا کرده
 و بر آن ها شوریده و غلبه یافتند .

رهبر ترک ها در نبرد با ژوان ژوان  تومِن( (Tumen  نام داشت که بعدها به خاقان ملقب شد .

تومن امپراطوری بزرگی تشکیل داد که از مغولستان تا کوههای  اورال گسترش یافته بود .
پس از تومن قلمرو حکومتش بین دو فرزندش تقسیم شد .یکی امپراطوری ترکان غربی
 که ایستامی آن را در سال 552در حدود دریاچه بالخاش تا حدود پامیر پایه گذاری کرد و
 دیگر امپراطوری ترکان شرقی که مو هان یا مو گان در سال 553میلادی بنیان آن
 را در مغولستان نهاد .« مرکز امپراطوری ترکان غربی در ایسک کول و امپراطوری
 ترکان شرقی در ارخون بود»
[17] .

ترک های قرن ششم از قوم اوقوز یا توغوز بوده اندو خود به چند تیره مهم تقسیم
 می شدند که تولوس ها ،تارا دوش ها و  همچنین تورگِش ها در باختر از آن جمله اند
[18].

از متون تاریخی بر می آید که در سه سوی دریای خزر ترکان می زیستند،
شرق، شمال و غرب که به قبایل و طوایف متعدد منشعب می شدند که نام بعضی
 از آن ها از این قرا رند : یغما، خلخ یا خرلخ، غُز ، خرخیز یا قرقیز، باشقرد، قزاق ،
قراقالپاق ، سلجوق ، کلموک ، فارغلی، تغز غز وبرطاس که در شمال شرقی ایران و
 قراپاپاق، کیماک ، بجناک ، سالور ، بایندر ، افشار، بیگدلی ، برسغان ، بیات و خزر
که در شمال غربی ایران می زیستند
[19].

علاوه بر قبایل مذکور ترکان بلغار ، قبچاق و تاتارها نیز زمانی در کرانه های دریای خزر ساکن بودند .

ترک ها پیش از ظهور اسلام به دلیل در گیری ها و جنگ ها ی ایرانیان با
 امپراطوری روم گاه و بیگاه به مرزهای شرقی ایران هجوم می آوردند و چند
 صباحی بعضی از مناطق  (گاه تا حوزه ی رود گرگان ) را تحت تصرف خود

داشتند . چنان که در حدود قرن پنجم میلادی ایران از دو سو با این اقوام مواجه بوده است .
 از سمت شمال شرقی که ایرانیان  به آن ها هفتال و اعراب هیاطله می گفتند و
 از سمت شمال غربی در پشت کوه های قفقاز که خزر نام داشتند .

ترکان غربی یعنی آن ها که در منطقه ی پامیر ساکن بودند در زمان
 انوشیروان با ایرانیان متحد شده و هفتال – ها را از بین برده و سرزمینشان
را بین خود تقسیم کردند . این ترکان بعد ها بر سر امور مالی و اقتصادی یعنی

( حق ترانزیت ابریشم و معافیت گمرکی )[20] کالا های ارسالی به روم با ایرانیان اختلاف پیدا کردند .

     فرهنگ ایرانی

 چنان که ذکر شد اقوام ترک که هر از چند گاهی به مرزهای ایران حمله می کردند و
 گاه مناطقی از خاک این سرزمین را متصرّف می شدند ، خود در معرض فرهنگ و
دین ایرانی قرار می گرفتند و به تدریج زردشتی شدند و هر چه این دین در آسیای
 مرکزی گسترش می یافت از قدرت و نفوذ دین بو دایی کاسته می شد .

در دوره ساسانی آیین مانی نیز پدیدار گشته و بی شک در آسیای مرکزی نیز
 پیروان زیادی پیدا کرد . با ظهور دین اسلام و گسترش آن به شرق ایرانیان
 نیز این را پذیرفته و مسلمان شدند . به تبع آن این دین در آسیا ی میانه نیز
پیروانی پیدا نمود.
 بدینسان اقوام ترک آسیای مرکزی و ماوراء النهر با فرهنگ ایرانی – اسلامی
بیشتر آشنا شده و به تدریج مسئله ی ایرانی شدن ترک ها نیز پدیدار گشت
 یعنی  زبان ترکی وارد ایران شد و در کنار زبان فارسی و زبان عربی قرار گرفت .

از سوی دیگر بلغار ها که در غرب دریای مازندران  زندگی می کردند در زمان
خلیفه عباسی  المقتدربالله در 921 میلادی خواستار اعزام مبلغین دینی و کارشناس
 نظامی برای ساختن برج و بارو شدند.
خلیفه نیز  ابن فضلان نامی را به آن نواحی فرستاد و این فرستاده نه به عنوان
 سفیر سیاسی بلکه به عنوان مبلغ دینی در آن منطقه حضور یافت .

گسترش اسلام در آسیای میانه بیشتر به وسیله بازرگانان ایرانی مسلمان صورت
 گرفت که مغولان آنان را سارت به مفهوم بازرگان، کاسب می نامیدند .
[21]

این سارت ها در ارتقا ء سطح فرهنگی و عمران و آبادی آن نواحی نقش به سزایی
 داشتند و آنان را سارتقتای یا سارتاقتای  یعنی مردی از قوم سارتاق یا سارت می نامیدند .

در آثار ادبی مغول در باره ی قهرمانی به نام سارتاقتاق که معماری چیره دست بود و
 سدها و آب بند ها  بر دریاچه ها و رود ها بنا می کرد یاد شده است .
سار تاق برای این قوم بیشتر به عنوان نمایندگان یک تمدن بود نه نمایندگان
 یک ملت مخصوص .
[22]  مغولان روش های آبیاری مصنوعی را از ایرانیان مسلمان آموختند .

  ترکان در دربار خلافت

نا فرمانی و سرکشی  اقوام ایرانی مانند گیل ها ، دیلمی ها و اکراد و بیگانه ستیزی
 و میهن پرستی آنها و عدم اعتماد به اعراب هم نژاد خلفا باعث شد که خلیفه عباسی
در صدد استفاده از اقوامی باشد که فرمان بردار تر   و مطیع تر و از حسّ میهن دوستی
 و دوست داری زادگاه نیاکان خود، کمتر ی برخوردار باشند . بدین سبب
 المعتصم بالله
[23] به ترکان متوسل شده  و برای اولین بار پای ترکان را به خود باز
 کرد  و «حدود هشت هزار یا به روایتی هیجده هزار ترک را خرید و سپاهی از
ترکان تشکیل داد یا پشتیبان خلافت و رقیب دیلم و گیل و کرد باشند»
[24]

مؤلف کتاب تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران معتقد است که « قطعاً این تر کانی
که به بغداد رفتند و مسلح  شده اند و لشکری فراهم کرده اند می بایست از
 ترکان غربی باشند »
[25] زیرا راهشان به عراق نزدیکتر است و در این زمان هنوز
اثری از ترکان شرقی در مرکز و مغرب ایران نیست . ذکر این نکته لازم است
منظور مؤلف  از ترکان غربی اقوام  ساکن در غرب دریای خزر است .

عده ای از مورخین معتقدند المعتصم عنصر ترک را از ماوراء النهر و ترکستان
 وارد جامعه ی اسلامی کرد.
[26]

سامانیان نیز به تأسی از عباسیان غلامان زر خرید ترک را وارد سپاه خود کردند
 که اینان بعدها دولت غزنویان را در شرق ایران ( غزنه ) تأسیس کردند .

با بسط دامنه ی سرزمین های اسلامی در شرق و ماوراء النهر اولین حکومت
اسلامی ترک نژاد در حدود سال –های ( 960-955میلادی
[27]) – یعنی حدود چهل
سال بعد از ورود نمایندگان بلغار به بغداد – با دویست هزار چادر در منطقه ی
 کاشغر به وجود آمد و اولین خان مسلمان ساتوق بغرا خان عبدالکریم بوده است .
[28]

بارتولد نام این سلسله را قره خانیان نامیده است .[29] این موضوع که این قوم ترک
چه نام داشته است  اتفاق نظری وجود ندارد ولی بارتولد این نظر را که
از قوم چیگیل باشد رد نمی کنند .

در هر حال در این دوره دو قوم بزرگ ترک یعنی قره خانیان و اوقوزها
مسلمان شدند و با تبلیغات  مبلغین اسلامی و چالش اقوام ترک با غیر
ترک( چالش دینی) دین اسلام بیش از پیش گسترش پیدا کرد .

اما نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که این اقوام ترک مسلمان
 به جای آن که بیشتر به فکر بسط قلمرو اسلام در آن سوی مرزها باشند
در پی تصرف سرزمین هایی بودند که این دین از آن نواحی آمده بود و
به تعبیری سلاح ای خود را به سمت کشورهایی نشانه گرفتند که
اسلام از آن جا به سرزمینشان آمده بود آرام آرام در صدد تصرف مناطق
مسلمان نشین غیر ترک شدند . 

بغراخان هارون بن موسی معروف ترین امیر قره خانیان در شهر بلاساغون 
می زیست و او بعدها  عازم فتح ماوراءالنهر شد .

امیران قره خانیان به تقوا شهرت داشتند و شراب نمی نوشیدند و
 از میگساری دوری می جستند و بدین سبب خود را از غزنویان متمایز می نمودند
چه امیران غزنوی هر چند خود را غازی و جهادگر می نامیدند ولی در خفا
بسیار به میگساری و عیش و نوش می پرداختند .

قره خانیان را با اسامی مختلف مانند امیران خانیه، « قراختاییان، ایلکخانیان،
ترکان افراسیابی»
[30] در تاریخ یاد کرده اند . قره خانیان بعد از شکستی
که از محمود غزنوی خوردند به کاشغر و مغولستان شرقی قناعت کردند .

اولین حکومت ترک که توانست قدرت و سیطره خود را در قسمت های زیادی
 ایران تثبیت کند وبه رخ  رقیبان بکشد غزنویان بودند . اینان علاوه
بر ایران قسمت هایی از هندوستان را نیز به تصرف خود در آوردند .

 

پایان قسمت اول

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1-ORKHON

2- بار تولد واسیلی ولاد یمیر . تاریخ ترکهای آسیای مرکزی  . ترجمه دکتر  غفار حسینی صفحه 15

3- بار تولد . همان کتاب . صفحه42

4-  بار تولد . همان کتاب . صفحه42

5- مشکور  محمد جواد .ایران در عهد باستان . صفحه 500

6- مشکور  محمد جواد.همان کتاب صفحه 502

7- پیر نیا حسن . ایران باستانی  صفحه 334

 

8- رحمانی فر  محمد . نگاهی نوین به تاریخ دیرین ترکهای ایران . ص21

9- رحمانی فر  محمد . همان کتاب ص21

10- رحمانی فر  محمد . همان کتاب ص22

11- رحمانی فر  محمد . همان کتاب ص22

12-رحمانی فر  محمد . همان کتاب ص23

13- رحمانی فر  محمد . همان کتاب ص23

14- بارتولد . همان کتاب ص42

 15-نفیسی  سعید .تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران ص2

 16-رحمانی فر  محمد . همان کتاب ص110

 17-مشکور محمد جواد . ایران در عهد باستان ص 502

 18-بارتولد . همان کتاب ص42

 19- نفیسی سعید همان کتاب ص6

 20- مشکور محمد جواد . همان کتاب ص501

  21- بارتولد . همان کتاب ص149

  22-بارتولد همان کتاب ص150

 23- در سال های 277-218قمری خلافت می کرد  .

 24-نفیسی سعید .همان کتاب ص12

  25- نفیسی سعید. همان کتاب ص12

  26- مشکور محمد جواد . تاریخ ایران زمین ص148

 27- 339تا334هجری

 28- ساتوق بغراخان به عنوان امیر کاشغر شناخته شده و گور او در حال حاضر در قلعه آرتیش در شمال کاشغر قرار دارد.

 29- بارتولد همان کتاب ص 188

 30- مشکور محمد جواد . تاریخ ایران زمین ص182