موضوع تحقیق زندگی اجتماعی و آداب و رسوم مردم روستای دستک از توابع بخش بندر کیاشهر شهرستان آستانه اشرفیه است.


زندگی اجتماعی و آداب و رسوم مردم روستای دستک(قسمت اول)

مقدمه

هر جامعه ای چه کوچک و چه بزرگ متناسب محیط زندگی و نیازهای اجتماعی و زندگی خود  دارای آداب و رسوم خاصی است. در واقع بسیاری از این آداب در خدمت زندگی انسانها است و  یکی از عوامل ایجاد حس همدلی و همبستگی و انسجام جوامع است.

اگر بخواهیم شناخت کافی از زندگی اجتماعی یک جامعه داشته باشیم باید آشنایی کامل با  وضعیت جغرافیایی و سنن حاکم بر آن جامعه، داشته باشیم.

باید به عواملی که موجب انسجام و وحدت یک جامعه می شود پی ببریم و در جهت تقویت عوامل بکوشیم. بسیاری از عوامل ریشه در نیازهای انسان دارد و جوامع برای تأمین این نیازها یک سری  از آداب و رسوم را به مرور زمان به وجود آوردند برای مثال در منطقه مورد تحقیق چون شغل مردم منطقه، کشاورزی (برنج کاری) است و چون کار کشاورزی به کمک افراد به همدیگر وابسته است. بنابراین رسومی که به وجود آمد بیشتر در این جهت می باشد و در صفحات آینده تعدادی از آنها   را ذکر خواهیم کرد.

البته بسیاری از این آداب و رسوم با گسترش جوامع و تأمین نیازهای قبلی و پیچیده شدن روابط افراد جامعه، به کلی منسوخ شده و یا در حال منسوخ شدن است. در تهیه رسوم مطروحه در صفحات آینده از نظرات بزرگان محل استفاده شده است هر چند به علت قدمت کم تاریخی محل آداب و رسوم این منطقه بسیار کم و معدود می باشد.

موضوع تحقیق زندگی اجتماعی و آداب و رسوم مردم روستای دستک از توابع بخش بندر کیاشهر شهرستان آستانه اشرفیه است. بندر کیاشهر در شمال شهرستان آستانه اشرفیه در ساحل دریای خزر قرار دارد و روستای دستک یکی از روستاهای مهم بندر کیاشهر می باشد.

این روستا برای روستاهای اطراف حالت مرکزیت دارد و همه هفته روزهای یکشنبه، بازار محلی دایر است و از روستاهای اطراف ( لوخ، سلیم چاف، انبارسر، گیلده، محسن آباد، رودپشت، حسنعلی ده، دهنه سر سفیدرود، جیرباغ، امیرآباد، حسن بکنده) به این روستا آمده و کالا و خدمات مورد نیاز را تهیه و یا عرضه       می نمایند.

از نظر تاریخی باید متذکر شد که این روستا سابقه حدود دو قرن دارد و علت نام گذاری این روستا به طور دقیق مشخص نیست ولی بزرگان محل نکاتی را در این مورد ذکر می کنند که دو مورد آن ذکر می شود.

می گویند در زمانهای قبل خانواده هایی وارد منطقه شده و یکی از بزرگان خانواده بعد از کار نیمروزی و به هنگام استراحت دست خود را به پهلوی خود زد و با خود فکر کرد نام این محل چه باشد و به ذهن رسید که نام روستا دستک باشد چرا که در زبان محلی به پهلو «تَک» می گویند و چون دست به تک گذاشته بود گفت دستک.

شاید در زمانهای قبل دسته ای کوچک از مردم اولین بار به این منطقه وارد شده کلمه دستک بکار برده شد یعنی دسته کوچک.

اما مردمی که اولین بار وارد این منطقه شدند بیشتر از نواحی کوهپایه ای لاهیجان وسیاهکل بودند و علاوه بر آن از اطراف نیز مردمانی وارد شدند و در این روستا ساکن شدند بنابراین مردم این  روستا شامل چند دسته می باشند.

شغل اصلی مردم کشاورزی و عمدتاً برنج کاری است. علاوه بر این شغل جانبی مثل صیادی یعنی ماهیگیری وجود دارد.

صنایع دستی از جمله شغلهای این منطقه می باشد که بیشتر به صورت حصیربافی است. حصیر از گیاهانی مثل گالی- تٍف – کولر – سیم می بافند. صنعت دیگر صنعت ابریشم بافی است. مردم این منطقه در زمان قبل از پیله کرم ابریشم نخ ابریشم را به دست می آوردند ولی امروز کمتر چنین چیزی دیده می شود. زنان از پیله های نامرغوب نخ هایی درست می کردند و این نخ را به اشخاص خاص می سپردند که دارای تخصص رنگرزی داشتند و نخ ها را رنگ می زدند و بعد چادرشب درست می کردند که به این چادرشب به زبان محلی « چاشو» می گویند.

وسیله نخ بافی که در منطقه وجود داشت و دارد به زبان محلی « تونی » گفته می شود که همان دوک نخ ریسی است.

مردم این منطقه به لهجه گیلکی صحبت می کنند که تفاوت هایی با زبان رشتی دارد. در تهیه مسکن از وسایل و امکانات محیط خود استفاده می کردند. بدین صورت که چوب عامل اصلی و یا مهم ترین وسیله ساخت مسکن بود و برای پوشاندن چوب از گٍل و کاه استفاده می کردند که به اصطلاح گٍلکاری می کردند و همین گٍل یکی از عوامل افزایش گرما در فصل سرما بود. پنجره های این مساکن خیلی کوچک بود.

روستائیان در ساخت انبار برنج از چوب به صورت گسترده استفاده می کردند بدین صورت که    انبار برنج بر روی پایه های بلند چوبی واقع شده بود که این عامل موجب می شد برنج سالم مانده  و رطوبت کمتر تأثیر داشته باشد. از گالی و تٍف برای پوشش انبار برنج و خانه ها استفاده می شد.

روستاییان در شغل کشاورزی خود و برای برداشت برنج و حمل آن به خانه و انبار برنج ، ازوسیله ای به نام « لوپایه» استفاده می کردند. اسب نیز بسیار مورد استفاده قرار می گرفت که امروزه کمتر استفاده می شود.

در زمانهای قدیم به علت نبودن موتورهای آبکشی از وسیلة چوبی که ساخت خود اهالی بود به نام پاتنگ برای آبیاری مزارع استفاده می کردند.

مردم این منطقه با سابقه کم تاریخی دارای آداب و رسومی می باشند که در اینجا به چند بخش تقسیم کرده و سپس در مورد هر یک توضیحاتی داده می شود.

1)  امور کشاورزی و مراسم مربوط به آن

2)  مراسم مذهبی

3)  جشنها و مراسم عروسی و ازدواج

4)  مراسم متفرقه

به طور کلی شغل اصلی مردم برنج کاری بوده و هست و یکی از رسوم ممدوح در کار کشاورزی احترام به ریش سفیدان و بزرگان و مومنین بود به این صورت که در شروع برنج کاری در فصل  بهار بزرگان محل یا ریش سفیدان می بایست آغازگر باشند.

در برنج کاری معمولاً اول خزانه که به زبان محلی توم بیجار می گویند درست می کنند و پاشیدن جو در این خزانه ها توسط افراد مذکور (بزرگان) صورت می گرفت و آنان نیز با دعا و صلوات و آرزوی سالی پربار پاشیدن بذر را شروع می کردند.

به هنگام درو برنج نیز از بزرگان استفاده می شد و یا بزرگتر هر خانواده یک مشت برنج رسیده را درو می کرد و برای مرغان خانه می آورد به این معنی که برنج آنقدر زیاد باشد که حیوانات نیز از آن بهره مند شوند.

مردم در کارهای کشاورزی به بهانه های گوناگون به کمک هم می شتافتند مثلاً تازه عروسی که هنوز مراسم عروسی برگزار نکرده و به خانه شوی نیامده در موقع نشاء برنج دوستان و دختران    هم سن خود را جمع کرده و به کمک خانواده شوهر آمده و به اصطلاح گیشه یاور می برد. گیشه  به زبان محلی به معنی عروس است ولی آیا گیشه یک کلمه گیلکی است یا نه؟ باید گفت که به  اعتقاد دکتر منوچهر ستوده « باید شکل دیگری از همان گیشای ژاپنی باشد. احتمال دارد این واژه از راه ابریشم با عروسکهایی که ژاپنی ها بدین صفحات می آوردند آمده باشد».

دوستان عروس در موقع کار در بیجار با سرودن اشعاری خود را معرفی می کردند ولی یک شعر (تک بیت) در میان آنان بسیار معروف بود که در ذیل می آید :         

                  اَمه یاوریم دلاوریم                   اَفْتو بنیشته راه دریم

یعنی ما یاوریم دلاوریم وقتی که آفتاب غروب کرد و نشست در راه هستیم ( به سوی خانه).     

 

       

ادمه این تحقیق بزودی

 

 

 RSS