طور کلی زمین ها در دوره هخامنشی به شاه تعلق داشت ولی

 می توان گفت که حداقل، زمین ها و باغات مرغوب در اختیار شخص

 شاه بود که به آنها املاک شاهی می گفتند. شاه گاه بخشی از

 زمین ها را در اختیار بزرگان و شاهزادگان می گذاشت


مقدمه

اگر بخواهیم در مورد تمدن هخامنشی مطالبی را ذکر کنیم ابتدا باید از

 موقعیت و گسترش جغرافیایی هخامنشیان اطلاعاتی داشته باشیم

 که در اینجا مختصری از آن آورده می شود:

کوروش که مؤسس این سلسله است در بدو امر حاکم انشان بود.

 او دولت ماد را سرنگون ساخت و بر تمام ایران مسلط شد. سپس

لیدی را به تصرف در آورد و آسیای صغیر را تحت حکومت خود در آورد

و بعد بابل و نواحی اطراف را مسخر ساخت.

پس از او پسرش کمبوجیه مصر و قسمتهایی دیگر از افریقا را تصرف کرد.

 داریوش پادشاه بزرگ هخامنشی به تسخیر سند و پنجاب پرداخت.

 به طور کلی قلمرو حکومت این سلسله از شرق سیحون و سند و پنجاب

 و از طرف غرب تا افریقا و از طرف شمال دریای خزر و کوه های قفقاز و از

 جنوب تا خلیج فارس و دریای عمان گسترش داشت.

حال با توجه به گسترش قلمرو این سلسله می توانیم آن را به دو قسمت

 نماییم سرزمین هایی که در شرق بین النهرین قرار داشت و نواحی که در

 غرب آن واقع بود. حال با این گسترش قلمرو باید به ویژگیهای تمدنی

 هخامنشی پرداخت و اطلاعات کسب نمود.
کشاورزی، اقتصادی و تجارت

به طور کلی زمین ها در دوره هخامنشی به شاه تعلق داشت ولی

 می توان گفت که حداقل، زمین ها و باغات مرغوب در اختیار شخص

 شاه بود که به آنها املاک شاهی می گفتند. شاه گاه بخشی از

 زمین ها را در اختیار بزرگان و شاهزادگان می گذاشت و آنان نیز

 در مقابل، موظف به پرداخت قسمتی از درآمد به خزانه شاهی بودند.

 همچنین شاه قسمتی از زمین های خود را به افرادی واگذار می کرد

 که به نیکوکاران شاهنشاه نامیده می شوند. اینان کسانی بود که

خدمات با ارزشی به شخص شاه کرده بودند و این گونه زمین ها

 مالیات نداشت. در املاک شاهی و تیول تعداد زیادی از دهقانان

 اجیر شده کار می کردند و گاهی از بردگان نیز در این گونه املاک

 استفاده می شد. نظر به مراقبت های دایمی که شاهان از مزارع

خود داشتند و توجهی که به ازدیاد محصول داشتند این دوره از نظر

کشت انواع محصولات مثل گندم، جو، ذرت، کنجد، پسته، انگور و … رشد

 نموده و حتی این محصولات به نواحی مختلف قلمرو هخامنشیان فروخته

می شد. در املاک شاهی گاه باغهای بسیار زیبا وجود داشت که به این

باغها پردیس یعنی بهشت می نامیدند. ظاهراً همین واژه  از ایران به اروپا

 رفته و به معنی بهشت مورد استفاده قرار گرفته است. دوره هخامنشی

 دوره گسترش فعالیتهای اقتصادی در ایران بود چون پادشاهان این دوره

 بخصوص داریوش با وضع مقررات و صدور فرامین سعی در گسترش

 فعالیتهای اقتصادی کشور داشت. در این زمان  سکه های طلا به نام

دریک یا ذریک به وجود آمد که یکی از عوامل توسعه اقتصادی کشور بود.

 به علت   رواج  مسکوکات روابط تجاری گسترش پیدا کرده و تا نواحی

 دوردست کشیده شد. در همین  دوره اشخاص از طرف دولت پادشاهی

 ایران برای اکتشافات مناطق دیگر فرستاده شد. مروی است که یکی از

 سرداران ایران به نام ستاسپه در قرن 5 پیش از میلاد تا نواحی جبل

طرق پیش راند.   در این دوره کاشت انواع محصولات کشاورزی

 ( همانطور که در صفحه قبل ذکر شد) رواج پیدا  کرد. بهره برداری

 از زنبور عسل نیز بسیار مورد توجه قرار گرفته بود و پرورش حیوانات

 اهلی نیز دارای  اهمیت بود. صید ماهی و نیز آب نمک کردن آن و ارسال

 به مناطق دیگر بسیار رواج داشت حتی قسمتی از مالیات که از مصر

برای دولت هخامنشی ارسال می شد ماهی بود. برای گسترش  وضعیت

 اقتصادی کشور داریوش به ایجاد راههای ارتباطی پرداخت که مهمترین

راه در این دوره  راه شاهی بود ( سارد تا تخت جمشید) که 2900 کیلومتر

طول این راه بود علاوه بر آن برای سهولت کار اقتصادی مقیاس و اوزان را

نظم بخشید. واحد وزن محصولات جامد «منه» بود  که 420 گرم امروزی

 وزن داشت. واحد مایعات اَرْتَبه بود که 81/55 لیتر امروزی بود و برای  

مسافت راه نیز پرسنگ بوجود  آمد و هر پرسنگ 5550 متر بود.

علاوه بر آن واحد دیگری به نام گاما  وجود داشت که مساوی 32 سانتی متر بود

 و بعدها به نام ارش مطرح شد. واحد پول دریک یا ذریک که 4/8 گرم طلا بود

 که یک طرف آن تصویر شاه و طرف دیگر تیرانداز پارسی تصویر شده بود.

شیکل پول نقره بود و وزن آن 6/5 گرم بود. در این دوره مؤسسات اقتصادی

 شبیه بانک وجود داشت که مردم می توانستند مبادلات مالی خود را به

 راحتی انجام دهند مشهورترین آنها مؤسسه برادران اگیبی یا اژیبی

 و یا ا-جی بی و مؤسسه مورشو و پسران بود. این مؤسسات به

نام بُنکه خوانده می شدند و در ساتراپها شعباتی داشتند.

 مؤسسه اگیبی بابلی بود و مؤسسه مورشو و   پسران، نیپوری بود.

دوره ی هخامنشی نه تنها در زمینه ی اقتصادی بلکه از نظر پیشرفت

 دانش و علم در سطح بالایی قرار داشت. روحانیون زردشتی که به

 نام مغان یا موبدان می شناسیم در واقع یکی از اقشار بالای حکومت

 بودند و از قشر باسواد کشور محسوب می شدند و طبعاً با دانش و علم

 آشنایی داشتند. بنابراین نام مغان علاوه بر جنبه روحانی در دنیای

 قدیم، با دانش و حکمت مترادف بود چنانکه به عقیده دکتر سامی

معرب کلمه مغ – مغان، مجوس به معنی دانشور و خارق العاده

 و واژه ماژیک نزد اروپائیان به معنی حیرت آور از همین کلمه گرفته

 شده است و بطلمیوس نام کتاب خود را المجست نامید یعنی سرآمد

همه کتابهای دیگر در آن قرن. گسترش علم و دانش را در این دوره

می توان از طریق تأسیس مراکز علمی پی برد. مدارس و دانشکده هایی

 مثل سائیس در مصر که  در این دوره وجود داشت و به پرورش پزشکان

 می پرداخت و سپس آنان را به نواحی دیگر اعزام  می نمود تا به مداوای

 بیماران بپردازند. در این زمان انواع مرض مثل مخملک، سنگ مثانه، ضعف

 اعصاب را می شناختند و از پزشکان دوره هخامنشی می توان سئنا و تهریتا را نام برد.

داریوش همانطور که در پیشبرد علوم پزشکی و طبیعی ساعی بود

 متوجه ی پیشرفت علم نجوم نیز  بود نام دو نفر از دانشمندان علم

نجوم زمان او در تاریخ آمده است. یکی از منجمان به نام نیوریمنو بود

 که با دقت زیاد، زمان نسبی روز و هفته و ماه و سال و خسوف و کسوف

را تعیین و جدول بندی کرد. در این زمان به کرویت زمین واقف بودند چنانکه

 در اوستا کلمه سُکرنه به معنی گرد و چرخنده یا واژه سپهری

 برای زمین به کار رفته است. 

سه نفر مغی را که از مشرق زمین بر حسب اطلاعات نجومی

 و از روی حرکات ستارگان به دیدار حضرت عیسی شتافتند

و محل تولد او را یافتند به نامهای بلشاسار- گاسپار- مه لهیور در کتابها آمده است.

مردم در این زمان به نفت دسترسی داشتند واژه نفت از واژه اوستایی

 نپته    Napataکه به معنای مایع سوزان یا روغن معدنی است اخذ شده است.

کاوش های باستان شناسی در شوش برای نخستین بار نشان داد

 مردم سومر از قیر برای امور ساختمان و استحکام آن و دسته چاقو

استفاده می کردند. کشتی ها و ظروف سفالین را قیراندود

می کردند تا آب به آنها سرایت نکند.

به نظر بعضی از مورخین در دوره هخامنشی از نفت برای

روشنایی و مقاصد درمانی استفاده  می کردند.

 پلوتارک می نویسد به هنگام حمله اسکندر به ایران

 در یکی از شهرهای اکباتان مردم نفت روی جاده ها ریخته و آتش زدند.

در زمان هخامنشیان گاز نیز مورد استفاده بوده است در این دوره

 از آتش جاویدان ذکر شده است که این آتش بر اثر برخورد صاعقه

با محل نشت گاز از زمین بوجود آمد. آتشکده آذرگشسب در شهر

 شیز (تکاب) که همواره روشن بوده و هیچ خاکستر به جای نمی گذاشت.

وجود کتابخانه ها یکی از نشانه های پیشرفت علم و دانش است

 مانند کتابخانه شیزیکان جنب آتشکده آذرگشسب در آذربایجان، کتابخانه دانشکده سائیس در مصر.

 
صنعت و ارتباطات

داریوش با ایجاد راه شاهی به طول 2900 کیلومتر توانست

نواحی مختلف را با پایتخت مرتبط  سازد و با ایجاد چاپارخانه

توانست پیامها را سریع به ناحیه مورد نظر برساند.

چاپارها شعار خاص داشتند به این مضمون « نه سرما،

نه گرما، نه باد، نه باران، چاپار را از رفتن   باز نمی دارد».

علاوه بر چاپار هخامنشیان از طریق آتش نیز پیامها را به

دیگر نواحی می رسانند چنانکه به نوشته مورخین خبر

فتح آتن پس از 24 ساعت به پایتخت رسید. همچنین در

 زمان داریوش انجمن شهربانان، فرمانداران و ساتراپ ها

هر چند یکبار تشکیل می شد. در این انجمن گزارش

 مأموران مخفی داریوش یعنی چشم و گوش شاه می رسید

 و به اطلاع اعضاء رسانده می شد. در این انجمن فرمانداران

و گماردگان که به وظیفه خود خوب عمل می کردند تشویق

 می شدند و جایزه مخصوص یعنی اسب تعلق می گرفت

و اگر حاکم ایالتی به وظایف خود خوب عمل نمی کرد مورد

 توبیخ قرار می گرفت.

کانال سوئز یکی دیگر از راههای ارتباطی بود که توسط

داریوش احداث شد و این ترعه دریای   سرخ را به مدیترانه

 مربوط می کرد. لوحه سنگی که با خطوط میخی،

پارسی، عیلامی، بابلی و مصری در شلوف الترابه 33 کیلومتری

 کانال بدست آمد نقش دو نفر حجاری شده و در وسط آن اسم

 داریوش نوشته شده است. علاوه بر آن کانالی نیز توسط

خشایار شاه در نزدیکی شبه جزیره آتس احداث  شد که

حفر آن سه سال طول کشید و طول آن 2200 متر و

عرض آن 90 متر و عمق دو تا هشت متر بوده است.

مهندس سازنده این کانال « آرتاخه » از نجبای هخامنشی

 بود که فردی تنومند و بلند قامت بوده و وقتی که درگذشت

 خشایارشاه بسیار ناراحت شد و به امر او جنازه او را با

تشریفات دفن کردند.

کمبوجیه در حمله به مصر برای رساندن آب به سپاه خود

 با ایجاد لوله هایی که از پوست گاو و گاومیش درست

شده بود از محل آب جاری تا تمرکز ارتش، آب مورد نیاز

 سپاه را تأمین کرد. همچنین هنگام لشکرکشی ایران به

 یونان برای دسترسی داشتن به آب مشکهای بزرگی

ساخته و  در آن آب ریخته و روی کشتی قرار داده و با

 این روش مشکل آب را ایرانیان حل نمودند. این دو

روش بعدها توسط دیگران مورد استفاده قرار گرفت.

 برای ارج گذاری این اعمال و هنرهای هخامنشی در

 سال 1878 میلادی وقتی اولین کشتی بخاری را

در آمریکا ساختند و حدود 1000 تن ظرفیت داشت

به نام زردشت نامیده شد. امروز با ساختن کشتیهای

 غول پیکر نفت کش و    لوله های عظیم انتقال نفت

مشکل نفت رسانی و آب رسانی را به نواحی مختلف حل نموده است.
هنر و معماری هخامنشیان

اوج هنر معماری هخامنشیان در بنای تخت جمشید نمایان شد.

 وسعت کاخ حدود 135000 مترمربع و به طول و عرض

 450×300 متر می باشد. قسمت اعظم این کاخ از سنگهای

 تراشیده و بقیه از خشتهایی به ابعاد 13× 32×32  سانتی متر بود.

 ملاط آن با قیر و مخلوط با پاره های آجر پخته  بوده است به

همین علت مستحکم بوده و توانسته تا امروز هنوز آثاری از خود بجا گذارد.

وجود ستونها و سرستونهای سنگی خود نشان دهنده عظمت کار

 صنعتگران می باشد. ارتفاع این ستونها 18 متر و قطر دور تا دور

آن 130 سانتی متر بود. سرستون آن که به صورت شیر دوسر

 یا گاو  دوسر پیکرتراشی شده طول آن 70/3 متر و قطر آن

یک متر و ارتفاع آن30/2 متر بوده است وزن ستونها از 20 تن

تجاوز می کند. این کاخ با عظمت دارای دو دستگاه پلکانهای

 بزرگ دو طرفی    می باشد که هر طرف آن 110 پلکان دارد

 و هر چهار یا پنج پله ای از یک سنگ یک پارچه بزرگ  و عریض

 تشکیل یافته است. طول هر پله 90/6 متر و عرض

آن 5/37 سانتی متر و ارتفاع آن ده سانتی متر می باشد.

این کاخ دارای اطاق انتظار – اتاق تشریفات پذیرایی و

مذهبی و قسمتهای دیگر بوده است.

مهم ترین کاخ تخت جمشید کاخ بار داریوش بزرگ است

 که آپادانا نام داشت. این کاخ در قسمت مرتفع و مشرف

به جلگه وسیع مرودشت بر روی صخره های صاف شده

کوه پی گذاری گردیده که در موقع برگزاری جشنهای

محلی و مذهبی و شرفیابی نمایندگان استانها و بزرگان

 از آن استفاده می شد. آپادانا دارای شش درب ورودی

بود و دربها از چوب و بر روی آن روکشی از طلا بامیخ های

 زرین و روکشها منقوش بوده و نقشها گلهای یاس 12 برگی بوده است.

در تخت جمشید زیر کاخ های مهم مجراهای زیرزمین قرار

داشت که موقع بارش باران، آبها را به نواحی دیگر هدایت می کرد.

 

                                                پایان