آنچه مسلم است انسان ذاتاً اجتماعی آفریده شده است و بر این اساس باید گفت از بدو پیدایش انسان در روی کره ی خاکی، گروههای انسانی وجود داشته است. برخی از این گروهها در غارها ولی بیشتر آنها به صورت کوچ نشینی زندگی می کردند.

 

 

 


جامعه روستایی دستک وکارکردهای آن
عوامل مؤثر در تشکیل روستا و تمیز آن از شهر

آنچه مسلم است انسان ذاتاً اجتماعی آفریده شده است و بر این اساس باید گفت از بدو پیدایش انسان در روی کره ی خاکی، گروههای انسانی وجود داشته است. برخی از این گروهها در غارها ولی بیشتر آنها به صورت کوچ نشینی زندگی می کردند.

مصایب و سختی ها و تغییرات آب و هــوا و … موجب شــد که انسـانها یکجا نشـین شوند. زندگی یکجا نشینی موجب پیدایش کار کشاورزی و کشت محصولاتی مانند گندم، جو و … شد. دوام و گسترش زندگی یکجانشینی موجب پیدایش ده یا روستا و یا آبادی شد.

با گذشت قرون متمادی زندگی روستانشینی تطور و تحول چندانی صورت نگرفت و تحول در ساخت مساکن و ایجاد مشــاغل جدیــد و آداب و رسـوم و سنن حاکـم، با کندی بسـیار صورت می گرفت چنانکه امروزه در بسیاری از مناطق کره ی زمین هنوز روستاهایی وجود دارند که تفاوت   چندانی با روستاهای قرون قبل ندارند.

در عین حال با گذشت قرون و اعصار و ایجاد تمدنهای جدید و پیشرفت بسیار گسترده علم و صنعت و ساخت و تولید ابزار صنعتی در خدمت کشاورزی و استفاده از ماشینهای کشاورزی در روستاها تغییرات و تحولاتی هر چند اندک به خود ببیند. روستاهایی که در مسیر راههای آسفالته و  یا در نزدیکی شهرها، مسیر قطارها و … قرار داشته باشند بیشتر شاهد تغییر و تحول می باشند.

در هر حال باید وجه مشخصاتی برای روستاهای این عصر مترتب شویم. در واقع می توانیم عوامل مؤثر در تشکیل روستا و تمیز آن از شهرها را بر شماریم.

یکی از اساسی ترین ویژگیهای روستاها عامل جمعیت است. معمولاً در نواحی شهری جمعیتی بیشتر از روستاها وجود دارد و گاه به میلیون می رسد ولی جمعیت روستا حداکثر از چندهزار نفر تجاوز نمی کند. منظور این است که جمعیت روستایی بسیار محدود و معدود است و این یکی از مشخصه های روستاها است.

در شهرها عمدتاً فعالیتهای اقتصادی مردم بر پایه صنعت و تجارت و گاه واسطه گری است ولی در روستاها عمده فعالیت مردم بر پایه کشاورزی و دامداری است.

یکی دیگر از خصوصیات مهم روستاها ساختار و سازمان جامع روستایی است. در جوامع روستایی سازمانهای اجتماعی بسیار محدود و معدود است و این سازمانهای اندک نیز به تدریج و بر اساس  نیاز به وجود آمده اند در حالیکه در شهرها نهادها و سازمانهای زیادی وجود دارند که بسیاری از  آنها به صورت رسمی به فعالیت می پردازند.

یکی دیگر از ملاکهای روستا توان یا پتانسیل خودکفایی[1] است بدین معنی که شهرها عمده مواد غذایی مورد نیاز خود را از روستاها تأمین می کند و روستا توان این را دارد که محصولات عمده مورد نیازش را خود تأمین کند. هر چند با گذشت زمان بسیاری از روستاها از توان بالقوه تولید و خودکفایی دور می شوند و بیشتر به مراکز بزرگ صنعتی و تولیدکننده کالاها وابسته می شوند.
ویژگی های جامعه روستایی

1)  محدودیت ابعاد جغرافیایی: محیط شهرها گسترده و دارای مراکز جمعیتی و  ابعاد بزرگ جغرافیایی است و گاه نمی توان ابعاد آن را مشخص نمود ولی روستا از نظر جغرافیایی بسیار محدود است و می توان حدود آن را هم مشخص نمود و مزارع کشاورزی معمولاً در خارج از روستا قرار دارد و اهالی برای کار می بایست از روستا خارج شوند.

2)   کمی تراکم جمعیت: در شهرها مراکز جمعیتی و تراکم جمعیت بسیار وجود دارد ولی در روستاها تراکم جمعیت اندک است و جمعیت روستا از چند هزار نفر تجاوز نمی کند.

3)   در جوامع شهری تنوع شغلی بسیار وجود دارد و به تناسب آن نقشهای اجتماعی افراد هم متنوع است. ولی در جامعه روستایی تنوع شغلی محدود و معدود است ( شغل کشاورزی   یا مشاغل نزدیک به آن). به طور کلی تجانس شغلی در روستا در حد بالایی است و به   تبع آن به علت نزدیکی افراد به هم و محدودیت وظایف افراد نقشهای اجتماعی آنان نیز از تنوع چندانی برخوردار نیست پس یکی دیگر از ویژگیهای روستا تجانس روستاییان از نظر شغلی و نقشهای اجتماعی است. « تحرک شغلی و اجتماعی د رجامعه روستایی به دشواری صورت می گیرد، زیرا مشاغل محدود و تخصص کم است و افراد جز در مواردی نادر، همان شغل و حرفه پدران خود را دنبال می کنند. حال آنکه در شهر تحرک شغلی و اجتماعی زیاد است و همواره مشاغل جدید و تخصص ها و نقشهای اجتماعی تازه ای به وجود می آید و افراد از امکانات ترقی و پیشرفت و انتخاب مشاغل جدید به نسبت زیادی برخوردارند و می توانند طبق استعدادها و تمایلات خود آزادانه شغل های متفاوت از مشاغل پدران خود را انتخاب کنند.»[2]همانطور که در صفحات قبل آمده است تحول و دگرگونی در روستا در قرون متمادی به  کندی صورت می گیرد و در مقابل عوامل دگرگونی مقاومت می کند. یکی از علل مقاومت را  باید در ثبات مشاغل و ثبات نیازهای افراد دانست. پس یکی دیگر از ویژگیهای روستا ثبات و مقاوت در مقابل دگرگونی ها است « هر چند در دنیای امروز به علت نفوذ روز افزون        شیوه های زندگی و تمدن شهری در جامعه روستایی و حیات روستاها خلاصه آن دسته از دهاتی که بر اثر توسعه راهها و گسترش وسایل ارتباطی با شهر رابطه پیدا کرده اند  دستخوش تغییر و دگرگونی قرار گرفته اند و در نتیجه بسیاری از خصایص خود را از دست  داده و خصوصیات تازه ایی کسب کرده اند».[3]      

4)   در جوامع روستایی تحرک مکانی نیز کمتر روی می دهد چون روستایی وابسته به زمین  زراعی خود است ولی در جوامع شهری تحرک مکانی زیاد دیده می شود.                                                            

علاوه بر موارد فوق جوامع روستایی ویژگیهای دیگری نیز دارد که به اختصار ذکر می گردد:

در جامعه روستایی به علت محدودیت جغرافیایی و کمی جمعیت و روابط  نزدیک انسانی با هم کنترل اجتماعی شدید است و افراد همواره بر رفتار یکدیگر نظارت کامل دارند و این امر در واقع موجب انتظام امور جامعه می شود در حالیکه در جوامع شهری مردم از هم بیگانه و ناآشنا هستند  و بر این اساس کنترلی بر رفتار یکدیگر ندارند.

سادگی مصالح و نوع ساختمانها بر مساکن یکی دیگر از خصیصه های جامعه روستایی است چنانکه در روستاهای منطقه ی کیاشهر ساختمانها از سادگی برخوردارند و بسیاری از خانه ها گالی پوش و اسکلت خانه ها از چوب هستند ولی به تدریج مردم در ساختن خانه ها از این وسایل کمتر استفاده می کنند و سنگ بلوک و آجر و سیمان و حلب و ایرانت جایگزین گالی و چوب و ‏گل شده است.

در جامعه روستایی سن ازدواج پایین است.تشکیل خانواده در ارتباط مستقیم با ازدواج و سن  ازدواج دارد. بیشتر ازدواج ها در جوامع روستایی درون گروهی است یعنی اینکه از میان بستگان  دور و نزدیک و یا حداکثر از میان روستاییان ازدواج صورت می گیرد.

 مهمان نوازی، صمیمیت، دوستی در روابط اجتماعی روستا بیشتر به چشم می خورد.
خلاصه ای از مشخصات بندر کیاشهر

بندر کیاشهر از توابع شهرستان آستانه اشرفیه دارای 27 روستا می باشد و این تعداد روستا در دو دهستان دهکاء و حومه کیاشهر تقسیم شده اند.

روستاهای مهم این بخش عبارتند از: دستک، دهکاء، لسکوکلایه، دهسر، امیرکیاسر، رودپشت و … . این نوشتار سعی دارد مطالعه ای هر چند ناقص در مورد خانواده در جامعه روستایی منطقه داشته باشد و به کارکردها و نقشها و وظایف خانواده های روستاهای منطقه بپردازد.
تعریف خانواده و کلیاتی درباره خانواده های روستایی در منطقه 

تعریف خانواده: یکی از نمادهای اجتماعی نخستین است که شالوده حیات اجتماعی محسوب      می گردد. این نماد یا سازمان بر روابط خویشاوندی ( سببی و نسبی ) می باشد[4] و تعداد افراد آن دو نفر و یا بیشتر است و در مکان واحدی زیست می کند.

علاوه بر تعریف فوق می توان از خانواده تعریف جدیدی ارایه کرد که متشکل از زن و مرد و  فرزندان آنها است و هسته اولیه آن را نکاح تشکیل می دهد که بر اساس آن رابطه زناشویی بین  زن و مرد شروع می شود و زوجین در قبال هم حقوق و وظایفی دارند.[5]       

خانواده که هسته اولیه گروههای اجتماعی است در ادوار مختلف یکسان و به یک شکل نبوده است در اجتماعات قبل افراد خانواده بیشتر و به صورت گسترده بوده است یعنی در آن پدربزرگ و مادربزرگ و … حضور داشته اند ولی امروزه به محض ازدواج پسر و دختر از خانواده پدر جدا و  خود تشکیل خانواده جدید می دهند. در میان روستاهای منطقه مانند سایر نقاط ایران    تک همسری وجود دارد و کمتر پیش می آید که مردی تعدد زوجات داشته باشد. 

در این مناطق مرد نان آور خانواده است و زن از قدرت و اهمیت زیادی برخوردار است چون علاوه بر نقش زن و مادر بودن به عنوان یک نیروی کار مطمین و کارآمد محسوب می شود.

در این مناطق انجام خواستگاری از طریق بزرگان خانواده پسر صورت می گیرد و پس از کسب رضایت خانواده دختر، مراسم شیرینی خوران و عقد صورت می گیرد و مقدار مهریه و شیربهاء با رضایت طرفین معین می شود که معمولاً با پول آن برای دختر تازه عروس وسایل مورد نیاز زندگی و به اصطلاح جهیزیه خریداری و آماده می کنند.

در زمانهای قبل مراسم زیادی برای عقد و عروسی وجود داشت ولی امروزه بسیاری از آن مراسم و آداب و رسوم رنگ باخته و به جای آن یک سری مراسم جدید مطرح شده و کم کم و به تدریج   مورد قبول روستاییان قرار می گیرد.

می توان گفت که یک سری تغییر و تحول در مراسم ازدواج در محیط روستا در حال تکوین است هر چند بعضی از آنها هیچ هماهنگی با دین و فرهنگ مردم ندارد ولی در هر حال بسیاری از خانواده ها در جشن عروسی با انجام و بکارگیری مراسم جدید می خواهند خود را از غافله و    تمدن شهری عقب ندانند.
کارکرد اقتصادی خانواده

تأمین و نیازهای اقتصادی خانواده مهم ترین کارکرد اقتصادی است و در این بخش یعنی اقتصاد،  هر یک از افراد خانواده دارای نقشی هستند که به تفکیک به هر یک از آنها می پردازیم.

نقش پدر در اقتصاد: همانطور که می دانیم پدر در واقع تأمین کننده نیازهای اقتصادی خانواده است و در این راه تلاش زیادی می کند. چون شـغل اکثــر اهـالی روسـتا کشـاورزی است پس بیش تر فعالیتهای اقتصادی او بر پایه کشاورزی است. وی می بایست مزارع ( بیجار- شالیزار) را با موتور شخم بزند و زمین را کم کم آماده نماید. در فصل بهار با کمک همسرش خزانه برنج را آماده می کند و دانه های جو را در آن می ریزد و تا سبز شدن و کندن آن و حمل آن به مزرعه برای نشاء همواره باید به خزانه سر بزند و مقدار آب خزانه را در نظر داشته باشد تا سبز خراب نشود.   وی از ابتدا تا انتهای کار کشاورزی حضور مداوم دارد و آخرین مرحله کار کشاورزی یعنی برداشت محصول، یکی از سخت ترین مراحل کار کشاورزی است. بخصوص در سالهایی که موقع برداشت برنج بارش باران باشد در این حال مزارع به صورت باتلاقی درآمده و حمل برنج درو شده با سختی بسیار صورت می گیرد. یکی دیگر از مشاغل و کارهای مهم در روستاهای منطقه صید ماهی و مرغان هوایی است که کار صید ماهی با خطرات زیادی همراه است و همه ساله تعدادی از صیادان در دریا غرق می شوند. پس می توانیم بگوییم که دریا یکی از منابع مهم تغذیه خانواده های   نواحی ساحل نشین است.

پرورش کرم ابریشم یکی دیگر از منابع درآمد روستاهای منطقه است و  این فعالیت نیز بر عهده پدر خانواده است و وی در طول فصل بهار علاوه بر کار کشاورزی در مزرعه باید به پرورش کرم ابریشم بپردازد تا در اواخر خرداد حاصل زحمت خود را ببیند.

در بسیاری از روستاهای منطقه علاوه بر کار کشت برنج ، کشت بادام زمینی رونق به سزایی دارد و قسمت اعظم درآمد خانواده را تشکیل می دهد.

نقش مادر در اقتصاد: مادر در اقتصاد خانه نقش اساسی و محوری دارد او در تمام مراحل کار کشاورزی در کنار همسرش به کار مشغول است. در پاشیدن جو در خزانه و سپس کار اصلی یعنی نشاء برنج نقش زنان در مزارع محوری است یعنی بدون زنان کار نشاء پیش نمی رود پس از نشاء نیز کار وجین مزارع در دو مرحله که در گرمای زیاد هوا یک کار بسیار شاقی است ولی می باید انجام گیرد.  در هنگام برداشت برنج نیز نقش مادر یا به طور کلی زنان نمایان است. برای تسریع در کار برداشت به کمک همسر می شتابند هر چند بسیاری از کارهای برداشت محصول نیاز به قدرت و طاقت زیادی دارد ولی در هر حال زنان باز در این امور مهم نیز دخیل هستند. در مناطقی که کشت بادام رایج است نیز زنان از اول تا انتهای کارکشاورزی با همسران خود به فعالیت کشاورزی مشغولند.

کشت محصولات جالیزی و صیفی جات یکی دیگر از دل مشغولی های مادران در روستاها است که  از این طریق به اقتصاد خانواده کمک نموده و بسیاری از نیازهای خانواده ها را در این امور تأمین  می کنند. صنایع دستی به خصوص ساختن جارودستی، حصیر بافی برای رفع نیاز و حتی گاه فروش، یکی دیگر از فعالیتهای زنان در روستا می باشد.

فرزندان در اقتصاد خانواده: فرزندانی که در سنین بالاتری هستند و توانایی کار را دارند همراه پدر و مادر در کار کشاورزی و تولید کرم ابریشم به فعالیت می پردازند. اعضای کوچک تر خانواده نیز در امور مربوط به کشاورزی و خانه داری مشغول می شوند.

در زمینه اقتصادی و تولیدی در واقع « اعضاء خانواده به منزله کارکنان دستگاه اقتصادی واحدی هستند که تحت نظر پدر خانواده و با همکاری یکدیگر به کار تولید می پردازند. در واقع می توان گفت که هر یک از افراد خانواده روستایی از زن و مرد و کودک در امر تولید به نحوی مؤثرند و هر کدام سهمی از کار را بر عهده دارند. اساس خانواده ی کشاورز بر قدرت پدر استقرار دارد و او در حکم مدیر امور زراعی واحد اقتصادی و در عین حال مسؤل تأمین نیازمندی های اعضای خانواده است. پسران پس از ازدواج گاه نزد پدر می مانند و تحت حمایت مادی و معنوی او بسر می برند  و در عین حال هم خود و هم همسران آنها به عنوان کارکن خانواده ی وسیع، در امر تولید سهیم اند  و همگی بر روی یک زمین و مزرعه فعالیت دارند و مشترکاً از آن بهره برداری می کنند. در  بسیاری موارد فرزندان ازدواج کرده، جدا از خانه پدری بسر می برند، لیکن باز رابطه آنها با پدر و خانواده پدری محفوظ است و از لحاظ اقتصادی وابسته به پدر خود هستند و یا اینکه از خانواده پدری جدا شده در شهرها سکونت دارند، لیکن وابستگی خود را با خانواده پدری از دست نداده اند.».[6]    

کارکرد تربیتی: خانواده از گذشته محل تعلیم و تربیت فرزندان بوده است. هر چند با ایجاد مؤسسات جدید مانند مدارس، مهد کودک، صدا و سیما، رسانه های گروهی دیگر مانند مطبوعات   و … قسمتی از وظایف خانواده ها در امر تعلیم و تربیت و انتخاب مشاغل و  … به مؤسسات جدید واگذار شده است ولی در عین حال امر تعلیم و تربیت محدود به مؤسسات فوق نمی شود بلکه والدین به ویژه مادر در این امر بسیار مؤثر است. زنان یا مادران خود را متعهد می دانند که مشی  و سیاست شوی خود را در خانواده پیاده کنند و از طرف دیگر همراه بودن کودک با مادر و مدیریت زن در کانون خانواده[7] موجب تأثیر بسزای مادر در تکوین شخصیت و چگونگی تربیت فرزند یا فرزندان دارد.

کارکرد اجتماعی: خانواده به عنوان میانجی در اجتماعی شدن طفل و همنوایی عمیق وی با هنجارهای اجتماعی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. جنبه های ژرف و نهان شخصیت انسان ناشی از آموزش و پرورش دوران کودکی است و از آنجا که نخستین سالهای زندگی انسان در  محیط خانواده می گذرد و در این دوران است که پایه شخصیت او گذاشته می شود می توان به اهمیت خانواده و تأثیری که در پرورش فرد و قوای روحی و اخلاقی او دارد پی برد.[8]         

می دانیم که در تمام خانواده ها الگوی اولیه فرزندان اولیاء هستند. الگوپذیری فرزندان در سنین پایین بسیار زیاد است و در این سنین مادر بیش از همه در تکوین شخصیت اجتماعی فرزند و پذیرش بهترین الگوها را دارد. در روستاهای منطقه نیز خانواده در این مهم نقش اصلی را ایفاء می کند. آموختن آداب معاشرت و آماده کردن فرزند برای پذیرش مسؤلیتهای کوچک و بزرگ  در آینده از وظایف مهم خانواده ها است.         


1 . منصور وثوقی و علی اکبر نیک بین، مبانی جامعه شناسی، ص 279

2. منصور وثوقی و علی اکبر نیک بین، مبانی جامعه شناسی، ص 286

3 . منصور وثوقی و علی اکبر نیک بین، همان کتاب، ص 284

4 . منصور وثوقی و علی اکبر نیک بین، مبانی جامعه شناسی، ص 161 و 159

5 . مجله پیوند، شماره 103-102، ص 27 

6 . منصور وثوقی و علی اکبر نیک بین، مبانی جامعه شناسی، ص 180-179

7 . مجله پیوند، شماره 102 و 103، ص 31

8. منصور وثوقی و علی اکبر نیک بین، مبانی جامعه شناسی، ص 173